1- نوشتن داستان سفر سه روزه ام رو تازه داشتم تموم میکردم که نمیدونم چی شد یهو و تصمیم گرفتم بی خیالش بشم. در ضمن تصمیم گرفتم از این به بعد سعی کنم دیگه قول چیزی رو تو وبلاگم ندم که مثلا تو پست بعدی میخوام چکار کنم.
2- خیلی وقت بود دنبال یه سگ خوب میگشتم تا با سگم جفت بندازم بیشترم نظرم دوبرمن بود که یک بارهم گیر آوردم ولی دیر شده بود و سگم از فحلیش گذشته بود تا اینکه چند وقت پیش متوجه شدم سگم فحل شده بود و یک جفت براش جور کردم. گرچه از نژادهای اصیل نیست ولی سگ خوبی بود و به سگ خودم هم میومد. ولی شانس آوردم به موقع آوردیمش آخه سگه رو شب که آوردیم فردا صبحش دیگه سگم زمان فحلیش تموم شده بود و نمیگذاشت سگه بهش نزدیک بشه. پدرم میگه سگمون حامله نمیشه آخه دیر آوردیمش البته درستم میگه آخه برای اینکه از نتیجه بشه مطمئن شد باید وقت زیاد باشه تا چند بار جفت گیری کنن. ولی اگه حامله بشه به احتمال زیاد بیشتر توله ها نر میشن ( اینم تشخیص من که البته دلیل علمی هم داره ) زمان جفت گیریشونو اینجا مینویسم که یادم نره ( 24/6/86 ). اگه آبستن شده باشه که امیدوارم همینطور هم باشه باید حدودا 25/8/86 زمان زایمانش باشه.
3- بعضی وقتها که فشار مشکلات زندگی زیاد میشه آدم فکر میکنه که تو دنیا از همه بیشتر مشکل داره و به خدا میگه : " خدایا چرا من؟ ". ولی وقتی وارد زندگی بقیه بشی و از مشکلات بقیه بپرسی می فهمی که این تنها تو نیستی که سختی هایی تو زندگیت هست حتی مشکلات و مصائب بعضی ها اونقدر سخت و زیاد که از خودت به خاطر چیزهایی که میگفتی ناراحت میشی. همیشه تو زندگی همه کم وبیش پستی و بلندی هایی هست و همیشه نا امیدی سراغ آدم میاد ولی اون کسی تو بازی زندگی موفق و پیروزه که بتونه از این مشکلات سربلند بیرون بیاد و کمتر از نا امیدی ضربه بخوره از همه مهم تر از این مشکلات درس بگیره. پس وقتی یک سختی تو زندگی به سراغت میاد خودتو زود نباز با یه نگاه به دورو برت میفهمی که تنها نیستی.
4- این هم "اسرار زندگی" از دوست عزیزم مجتبی
- چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟
- چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟
- چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟
- چرا تارزان ريش و سيبيل نداشت؟
- چرا پدر پسر شجاع اسم نداشت و همه به اسم پسرش میشناختنش؟ ( این یکیشو خودم گفتم )
و خیلی چراهای دیگر.....................................(اسرار زندگی)


